
محبت مردم ایل به مهمانها. مسلمان شیعهاند، كارشان دامداری و كشاورزی؛ به سبك همه روستاییان، مرغ و خروس و غاز هم نگه میدارند؛ بعضی زنها كه هنرمندتر از دیگرانند نیز خودشان نان میپزند و در مشك، دوغ و كره میگیرند و پنیر و ماست میبندند. این مردم اما یك راز دارند، یك نكته مبهم تاریخی كه مرموزشان میكند. مردم روستای «زرگر» زبان مادریشان «رومانو» است؛ به زبانشان زرگری هم میگویند، اما نه از آن زرگریهایی كه بعد از هر حرف، «ز» میگذارند و زبانشان میشود «دزرزوز». داستان زبان رومانو بیشتر شبیه افسانه است. ز...
ادامه مطلب